آشنا دستی ز دست باد مریم می‌گرفت

با آن همه آزادگی 

 

 

بر زلف او عاشق شدم

 

 

 

 

 

آشنا دستی ز دست باد مریم می‌گرفت

می‌نوشتم شاعری سر در گریبان غروب

یادگاری می‌نویسد، عشق ماتم می‌گرفت

می‌رسیدم تا لب دریا نگاهم بود و موج

انتشار آبی امواج را غم می‌گرفت

می‌گذشتم از گلاب کوچه‌ی اردیبهشت

بوی گل‌های اشارت در پناهم می‌گرفت

 

 

 

 

 

من رویایی دارم.

تو اسطوره باقی خواهی ماند

اما...

 اما روزی تو خواهی امد.

ولی نه به چشمهایه شسته ام .

نه به نوعه نگاهه دیگرم فکر نمیکنی.

 فقط به منی کهزیره باران میرم با طعنه میگویی.

دیوانه را ببینید. باران ندیده

کاش نیایی...

 

 

 

دیدی که رسوا شد دلم ؟!

 

 

 

 

/ 6 نظر / 24 بازدید
جوک و اس ام اس از کادو اس ام اس

لینک باکس کادو اس ام اس نیز برای اولین بار کار خود را آغاز کرد شما با قرار دادن این لینک باکس در وب خود و افزودن لینک مورد دلخواه خود به این لینک باکس آمار بازدید کنندگان خود را چندین برابر افزایش دهید برای افزایش آمار بینندگان خود همین حالا اقدام کنید با تشکر مدیریت کادو اس ام اس Www.K2sms.Persianblog.Com

رضا

رنان از سفره و کلمه از کتابمان گرفته اند ُ با روياهايمان چه ميکنند ؟

آفرين

رضا

خيلی زيبا بود اصلا از اولش که نوشته بودی بر زلف او لايق شدم زياد هوار نکردی با يه جمله حرفتو زدی بی هيچ زمينه ای جونه رضا به وبلاگ ما هم سری بزن و شعر يا مطلب يا هرچی بنويس

نيما

سلام باآرزوی عاشقانه ترين لحظات برای شما

من اصلا خوشم نيامد