اينجا گاهي به ياد تو مي افتم ...

اينجا گاهي به ياد تو مي افتم ...

چشمانم

رود رود

طغيان مي كند

و اتاقم را

خيس عطر حضور تو مي سازد

شب ها

خواب گنجشك هاي بالاي كوه را مي بينم

سينه سرخ ها

زلالي چشمه ها

كه سنگ صداقتشان

از عمق خوابشان پيدا بود

اينجا كسي حضور تو را حس نمي كند

نفس ها

از هجوم درد و ترديد

گرفته است

و تنها ((تو كه دروغ نمي گويي ))

از عشق هاي ساده اي بگو

كه با گره زدن دستمالي

هرگز گسسته نمي شوند

و دختراني

كه لبخند را به هر كسي

تعارف نمي كنند

و

عاشق مي شوند

ديگر اينجا تاب ماندنم نيست.

***

شهيد مصطفي چمران

***

تا وقتی ديگر ...

sbanner1.gif

/ 5 نظر / 11 بازدید
خسرو

سلام خوشم اومد . هم از اسم وبتون هم از وبتون ساروی

خيريه انصار علی ولی الله

با عرضه سلام وخسته نباشيد. لطفا به وبلاگ ما هم سر بزنيد. در ضمن چه کمکی در ضمينه معرفی اين وبلاگ ميتونيد انجام بديد؟با تشکر. هزاراننثارتان.

مهسا

سلام عالی بود امیدوارم موفق باشید اینم ادرس وبلاگ منه دوست داشتید خوشحال میشم یه سری بزنید :z-dariche-.persianblog.ir

سامان

سلام خوب بود ولی مطالب کم بود خوشحال میشم به وبلاگ ما سر بزنی ونظر بدی