شب در خم گیسوی تو عابر می شد ...

 

 

شب در غم گیسوی تو عابر می شد

             با هر نفست بهار ظاهر می شد

ای فلسفه وجود افلاطون هم

           با دیدن چشمان تو شاعر می شد !

 توضیح : حتما می دونید که افلاطون فیلسوف بود و هیچ اعتقادی به شاعری نداشت.

رباعی از ایرج زبر دست

 

/ 0 نظر / 46 بازدید