* گاه نوشته‌های هیچکس *

آن همه شعری که برایت گفتم-ناگهان گم شد و رفت/حرف مردم شد و رفت...

+ اسمون تا يادمه قصه ی غمها رو ميگه

خسته ام از جون من اين شب تاريک چی می خواد

از دو روز عمر آدم اين راه باريک چی می خواد

آسمون تا يادمه قصه ی غمها رو ميگه

بی سرانجامی و بد عهدی دنيا رو ميگه

نویسنده : هیچکس ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک