* گاه نوشته‌های هیچکس *

آن همه شعری که برایت گفتم-ناگهان گم شد و رفت/حرف مردم شد و رفت...

+ وقتی روز زشت تر است ...

ديشب ،
.
خوبِ من ،
.
به سراغ رها كرده ي چشم براه خويش باز امد،
.
 هرگاه،
.
 روز از همه وقت بيگانه تر و زشت تر و ازاردهنده تر است،
.
شب اشناتر و زيباتر و غمگسارتر مي ايد
.
و "امروز" ،
از همه وقت بيگانه تر و زشت تر و ازاركننده تر بود..
.
.دكتر شريعتي
 
ارسالی از دوست عزیزم علی ب
نویسنده : هیچکس ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک