* گاه نوشته‌های هیچکس *

آن همه شعری که برایت گفتم-ناگهان گم شد و رفت/حرف مردم شد و رفت...

+ اندیشیدن در سکوت ...

 

Maybe I didn't treat you

Quite as good as I should have

Maybe I didn't love you

Quite as often as I could have

Little things I should have said and done

I just never took the time

You were always on my mind

(You were always on my mind)

If I made you feel second best

Girl I'm so sorry I was blind

Tell me

Tell me that your sweet love hasn't died

Give me,

Give me one more chance to keep you satisfied, satisfied

Little things I should have said and done

persia

نمی دانم که از چه سخن می گویی ولی دیری است که بی تفاوتی تنها راه گریز از ویرانی و دردهاست 

 

 

***

 

دهان ات را می بویم

مبادا گفته باشی دوست ات دارم.

دلت را می پویم

مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

و عشق را

کنار تیرک راه بند

تازیانه می زنند.

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

در این بن بست کج و پیچ سرما

آتش را

به سوخت بار سرود و شعر

فروزان می دارند.

به اندیشیدن ، خطر مکن .

روزگار غریبی است نازنین

آنکه بر در می کوبد شباهنگام

به کشتن آمده است .

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک ، قصابان اند

بر گذرگاه ها مستقر

با کنده و ساتوری خون آلود

روزگار غریبی ست ، نازنین

و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند

و ترانه را بر دهان.

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

کباب قناری

بر آتش سوسن و یاس

روزگار غریبی ست ، نازنین

ابلیسِ پیروزمست

سور عزای ما را بر سفره نشسته است .

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد

احمد شاملو

***

اندیشیدن در سکوت . . .

آنکه می اندیشد به ناچار دم فرو می بندد

اما آنگاه که زمانه

زخم خورده و معصوم به شهادتش طلبد

به هزار زبان سخن خواهد گفت

؛شاملو؛

 

***

سرودن از گل بی خار ممنوع!

شکار کرکس و کفتار ممنوع!

بلندی جز برای دار ممنوع!

 

 

نویسنده : هیچکس ; ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٦ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها: شاملو و عاشقانه و شعر و عشق
comment نظرات () لینک