* گاه نوشته‌های هیچکس *

آن همه شعری که برایت گفتم-ناگهان گم شد و رفت/حرف مردم شد و رفت...

+ دوستت دارم ای امید محال ...

 

پنهان باش تا پیدایت کنند. پیدا شوی , پنهانت کنند....

 ***

 

 

اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت

اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت

 

***

ممکن است شما از شکست خوردن نا امید و مایوس شوید ولی اگر امتحان نکنید،فناخواهید شد.

بورلی سیلز

 

***

 

« زندگی روحانی » در « عشق » خلاصه می شود.

به خاطر نیکی کردن یا کمک کردن یا حمایت از کسی « عشق » نورزید.

در این صورت همنوع خود را چون شی ایی ساده انگاشته اید و خود را شخصی خردمند و سخاوتمند !. این هیچ رابطه ای با عشق ندارد.

« عشق » یعنی با دیگری یگانه شدن و جرقه ی خدا را در دیگری یافتن.

 

توماس مرتون

 

  ***

 

....

چشم پاک همچون تابش آفتاب اعماق وجود انسان را روشن می کند .

اما چشم ناپاک و گناه آلود جلو تابش نور را می گیرد و انسان را غرق تاریکی می سازد .

پس هشیار باشید مبادا بجای نور تاریکی بر وجودتان حکفرما باشد !

اگر باطن شما نورانی بوده و هیچ نقطه تاریکی در آن نباشد آنگاه سراسر وجودتان درخشان خواهد بود گویی چراغی پر نور بر شما تابیده است. »

 

انجیل - لوقا - بخش11 - آیات 33 الی 36

عیسی مسیح :« هیچ کس چراغ را روشن نمی کند تا پنهانش سازد! بلکه آن را در جایی می آویزد که نورش بر هر که وارد اتاق می شود بتابد. چشم نیز چراغ وجود است . 

 

***

 

 

بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید. هرچند آن بجز معنی رنج و پریشانی نباشد. اما کوری را هرگز بخاطر آرامش تحمل مکن!

 

 

دکتر شریعتی

 

***

 

دوستت دارم ای امید محال ...

 

 

 

نویسنده : هیچکس ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ امرداد ۱۳۸٥
comment نظرات () لینک