* گاه نوشته‌های هیچکس *

آن همه شعری که برایت گفتم-ناگهان گم شد و رفت/حرف مردم شد و رفت...

+ لمس درد و چرک و لذت

چه ظالمانه خلق کردی
دنیا را
و سراب در پس سراب
و لمس درد و چرک و لذت
نمی خواهم دنیا را
که مردمانش از جنس تبر
شریف زادگانش بی شرف
و حرام زادگانی که
خون می خورند به شرف
کاش نمی فهمیدم
و کاش نبود در این دنیا
هیچکس
...
/علی‌اصغر بهالدینی - هیچکس/
نویسنده : هیچکس ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک