* گاه نوشته‌های هیچکس *

آن همه شعری که برایت گفتم-ناگهان گم شد و رفت/حرف مردم شد و رفت...

+ بسان لبخند یار به رقیب

خدایا کافر کشی کن

بسان سنگ سنگ ابابیل

مگرم خون از شریان افتد

گر نیفتاد دردی هست

 

خدایا درد بده

بسان لبخند یار به رقیب

مگرم شعر به جریان افتد

گر نیفتاد شاملویی هست

(علی‌اصغر بهالدینی)

نویسنده : هیچکس ; ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک