* گاه نوشته‌های هیچکس *

آن همه شعری که برایت گفتم-ناگهان گم شد و رفت/حرف مردم شد و رفت...

+ خدایی که راضی است به خدایی بر اجسام پوسیده ...

 

عشق قدیمی هنوز  در پستوی ذهن

و تکرار مکرر حمل  جسم پوسیده

 

کافر و خسته از خدا !

خدایی که  راضی است به خدایی

بر اجسام پوسیده 

 

 راستی  خواب خدا  طولانی شد !

بگو کالبد از روح کافران  بستان

که اینان

 جهنم تو را نیز دوست دارند ...

 

 

علی‌اصغر بهالدینی - هیچکس
نویسنده : هیچکس ; ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٩ تیر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک