* گاه نوشته‌های هیچکس *

آن همه شعری که برایت گفتم-ناگهان گم شد و رفت/حرف مردم شد و رفت...

+ تو به من فهماندی: که نمی فهمم من

تو به من فهماندی:

که نمی فهمم من

لیک در اوج عجب با خودم من ماندم

که چه گونست کنون

تو به من فهماندی:

مگر نه اینکه نمی فهمم من


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من به تو خواهم گفت : شعر من زاده ی چیست:

شعر من ساخته ی ذهن من است

مایه اش یک قلم و تکه ای از یک کاغذ

با وجود کلمات،

دل من پر حرف و سر من پر غوغا،

شعر من شاهد رویا هایی ست

که دلم می خواهد حقیقت یابند

شعر من دروازه ی شهریست که کار مردمش مهر بانی کردن است

شعر من غمنامه نیست ، فرصت ناب ستایش کردن است،

شعر من شعریست ازادی خواه،

مرهمی بر درد ساکت بودن است

نویسنده : هیچکس ; ساعت ٢:٤٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ عجب فرسوده دیواری است دنیا

جوانی را سفر کردیم تا مرگ نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

تمام عمر بستیم و شکستیم بجز بار پشیمانی نبستیم

عجب آشفته بازاری است دنیا عجب بیهوده تکراری است دنیا

میان آنچه باید باشدو نیست عجب فرسوده دیواریست دنیا

چه رنجی از محبتها کشیدیم برهنه پا به تیغستان دویدیم

نگاه آشنا در این همه چشم ندیدیم ندیدیم ندیدیم

سبکباران ساحلها ندیدند بدوش خستگان باری است دنیا

مرا در اوج حسرتها رها کرد عجب یار وفا داریست دنیا

عجب خواب پریشانی است دنیا عجب بیهوده تکراریست دنیا

عجب آشفته بازاری است دنیا میان آنچه باید باشدو نیست

عجب فرسوده دیواری است دنیا


 

غروبی ابدی

- آرزوها؟
            - خود را می بازند
                                  - در هماهنگی بی رحم هزاران در

- بسته؟
               - آری پیوسته بسته بسته
                                                     - خسته خواهی شد

- من به یک خانه می اندیشم
 
با نفس های پیچک هایی، رخوتناک
 
با چراغانش روشن ، همچون نی نی چشم
 
با شبانش متفکر ، تنبل ، بی تشویش
 
و به نوزادی با لبخندی نامحدود
 
مثل یک دایره ی پی در پی بر آب
 
و تنی پر خون، چون خوشه ای از انگور
- برویم
           - سخنی باید گفت
                                     - جام یا بستر، یا تنهایی ، یا خواب؟

                                فروغ فرخزاد
نویسنده : هیچکس ; ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٦ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ بامداد شسته از باران فردا ديدنيست

آخرین خبر :

دامنه اینترنتی پرشین بلاگ دات کام پس گرفته شد و به زودی

دوباره راه اندازی می شود

...........................................................................

هک شدن قدیمی ترین و پر سابقه ترین و دوست داشتنی ترین 

 سرویس دهنده وبلاگ ایرانی ( پرشین بلاگ) واقعا تاسف انگیز بود.

صحبت اینجانب با وبلاگ داران عزیز پرشین بلاگ است ...

قبل از هک شدن پرشین بلاگ این وبلاگ  که از سرویس پرشین بلاگ

استفاده می کند  پر ببیننده ترین وبلاگ های ادبی پرشین بلاگ بود

با هزاران بازدید کننده در روز... و  قریب به ۹۰۰۰ هزار عضو ثابت !

گالری بزرگ عاشقانه ها دومین وبلاگ پربیننده پرشین بلاگ بود

اما اکنون بازدیدکنندگان آن به کمتر از  ۵۰ نفر در روز رسیده است !

اما برای اینجانب به هیچ عنوان  این موضوع مهم نیست .

چون یک وبلاگ خوب مثلما باید دوباره خوانندگان خود را بدست  آورد..

مهم نیست که وبلاگ من یا شما بازدیدکنندگان خود را بر اثر تغییر

آدرس از دست داده باشند .مهم این است که که این وب سایت قدیمی

و دوست داشتنی را  تنها نگذاریم... چون بی شک هدف هکران احتمالا

عرب این سایت چیزی جز این نبوده است .

گالری بزرگ عاشقانه ها  از این به بعد مانند گذشته بطور هفتگی با

جدیدترین و بهترین مطالب ادبی فعالیت خود را از سر می گیرد و به هیچ

عنوان مطالب یا آدرس این وبلاگ به سرویس دهنده دیگری منتقل نخواهد

شد.

مانند گذشته برای دوستانی که عضو وبلاگ هستند خبر به روز شدن

گالری بزرگ عاشقانه ها و همچنین جدیدترین فیلتر شکن ها به طور

منظم ارسال  خواهد شد.

پیروز باشید...................................................................هیچکس !

پشت مژگان تره مهتاب ميخواند خروس

بامداد شسته از باران فردا ديدنيست

            

چشم گل گشتی نماند

 

 چشم خوش بينی اگر ميبود

نویسنده : هیچکس ; ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک