* گاه نوشته‌های هیچکس *

آن همه شعری که برایت گفتم-ناگهان گم شد و رفت/حرف مردم شد و رفت...

+ بمان با من بمـــان

گالری بزرگ عاشقانه ها

نویسنده : هیچکس ; ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ مجـــرم آزاده منــم !

persia105

با تو حکايتی دگر

اين دل ما به سر کند

شب سياه قصه را

هوای تو سحر کند

باور ما نمی شود

در سر ما نمی رود

از گذر سينه ما

يار دگر گذر کند

شکوه بسی شنيده ام

از دل درد کشيده ام

کور شوم جز تو اگر

زمزمه ای دگر کنم

چاره کار ما تويی

ياور ويار ما تويی

توبه نمی کند اثر

مرگ مگر اثر کند

نویسنده : هیچکس ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٥ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ امــــــــــــــــــــــــــــــــا.. .روزگار باقی است

شعر ارسالی

ـ خواهشمندم نظر خودتان را در مورد این دو شعر بیان کنیدـ


شب تنهایی

در میان تاریکــــــــی و تنهایی شـب      نشسته بود دخترکــــی در غم

کـــــــــــــــــــــاش آوایی به او رسد     کاش نوازشــــــــی به او رسد

ایستاده و منتظر چشـم دوخته به ره      که ای کاش مسافری آید به ره

شاید که او تواند فهمــــــــــــــــــــد      راز دل دخـــــــــــــــــــترک غم

دلش آزرده روحش رنــــــــــــــجانده      وجودش ترسانده قلبش لرزلنده

افسوس و صد افسوس که نبودش        جز سکوت و شب غم یارش

سراینده:م.رها


اسمان آبی است

   اما...

     دنیا فانی است

          اما...

               روزگار باقی است .

نیستی

     اما...

         هستی.

هستی

اما...

نیستی.

اسمان آبی است

          اما...

                می بارد.

دنیا فانی است

اما...

می مانی.

بخواه تا آنچنان که می خواهی...

بمانی.

          نمی بارد

                         اما...

                               کاش می بارید.

نمی ماند

اما...

کاش می ماند.

نمی داند

اما...

کاش می دانست

بمان و بدان که؟!

کنون که

می خواهد بماند

نمی توانم !

ای کاش می توانستم که بگویم

می خواهم ببارم

می خواهم بمانی

سراینده:م.رها

نویسنده : هیچکس ; ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ داغ شقايق داغ ماست ـ مجموعه بزرگ شعر عاشقانه و اجنماعی ـ

 انگار کرد

 اینجا ...

زمان ایستاد !

بدرود

نویسنده : هیچکس ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ این اهرمن دشمن هر چیز شریف‌ ...

 انیشتن:

آیا می دانید انیشتن یهودی بود ؟

اتيشتين پس از جنگ جهاني دوم به متفقين اصرار كرد

 براي مهار بمب اتمي، حكومتي جهاني برقرار سازند.

در سال 1952 رياست جمهوري دولت جديد اسراييل

 به وي پيشنهاد شد، اما آن را نپذيرفت.

زماني نوشته بود:

 «سياست امري است لحظه اي

در حالي كه معادله به ابديت تعلق دارد


مگر این هرزه هر چیز بمرد،

مگر این گرگ‌ حریص‌،

مگر این دیو،

چه گویم‌، این دزد،

گر خدا نیست شما بی همه چیزان را چیست‌؟

از شما می پرسم‌،

گر خدا نیست‌،

بگوییدم‌ كیست‌؟

مگر این اهرمن دشمن هر چیز شریف‌،

مگر این كهنه حریف‌،

مهتر هرچه فرومایه و پست‌، كهتر بی‌همه چیز،

كه تبهكاری‌او،

بیكران همچو غم و نفرت ماست‌،

از شما می پرسم‌، از شما،

كیست‌؟ خداست‌؟



وقتی تو،

روی چوبه دارت‌،

خموش و مات‌،

بودی‌،

ما:

انبوه‌ِ كركسان‌تماشا،

با شحنه‌های مأمور،

مأمورهای معذور،

همسان و همسكوت ماندیم‌».

نویسنده : هیچکس ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نتایج نظر سنجی :: مبارزه با بد حجابی ::

نتایج نظر سنجی :: مبارزه با بد حجابی ::   :

امــــــیدوارم در نظر سنجی جدید هم شرکت کنید.

گالری بزرگ عاشقانه ها


نظر سنجی "مبارزه با بد حجابی" }
 

نظر شما راجب به برخورد های اخیر نسبت به بد حجابی چیست؟

موافق هستم ( 223رای، 42%)

بی تفاوت  ( 29رای، 5%)

مخالف هستم ( 274رای، 52%)


عنوان نظرسنجی: نظر سنجی "مبارزه با بد حجابی"

تاريخ شروع نظرسنجی: 1386/2/10

مجموع نظرات: 526

آدرس: http://persia105.persianblog.ir


 

 

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است :

 

« كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم .

 بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغييردهم .

بعد ها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم .

 در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم .

 اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ،

شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!! »

.


.

نویسنده : هیچکس ; ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ وقتی روز زشت تر است ...

ديشب ،
.
خوبِ من ،
.
به سراغ رها كرده ي چشم براه خويش باز امد،
.
 هرگاه،
.
 روز از همه وقت بيگانه تر و زشت تر و ازاردهنده تر است،
.
شب اشناتر و زيباتر و غمگسارتر مي ايد
.
و "امروز" ،
از همه وقت بيگانه تر و زشت تر و ازاركننده تر بود..
.
.دكتر شريعتي
 
ارسالی از دوست عزیزم علی ب
نویسنده : هیچکس ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ آشنا دستی ز دست باد مریم می‌گرفت

با آن همه آزادگی 

 

 

بر زلف او عاشق شدم

 

 

 

 

 

آشنا دستی ز دست باد مریم می‌گرفت

می‌نوشتم شاعری سر در گریبان غروب

یادگاری می‌نویسد، عشق ماتم می‌گرفت

می‌رسیدم تا لب دریا نگاهم بود و موج

انتشار آبی امواج را غم می‌گرفت

می‌گذشتم از گلاب کوچه‌ی اردیبهشت

بوی گل‌های اشارت در پناهم می‌گرفت

 

 

 

 

 

من رویایی دارم.

تو اسطوره باقی خواهی ماند

اما...

 اما روزی تو خواهی امد.

ولی نه به چشمهایه شسته ام .

نه به نوعه نگاهه دیگرم فکر نمیکنی.

 فقط به منی که زیره باران میرم با طعنه میگویی.

دیوانه را ببینید. باران ندیده

کاش نیایی...

 

 

 

دیدی که رسوا شد دلم ؟!

 

 

 

 

نویسنده : هیچکس ; ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک