* گاه نوشته‌هاي هيچكس *

بزرگترین مجموعه شعر ناب فارسی

+ لمس درد و چرک و لذت

چه ظالمانه خلق کردی
خلق دنیا را
و سراب در پس سراب
و لمس درد و چرک و لذت
نمی خواهم دنیا را
که مردمانش از جنس تبر
شریف زادگانش بی شرف
و حرام زادگانی که
خون می خورند به شرف
کاش نمی فهمیدم
و کاش نبود در این دنیا
هیچکس
...
/هیچکس/
نویسنده : هیچکس ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ مرگ بر چشمان بی‌گناه...

مردی دیده ام من
که درنگی نمی‌کند
میان عشق و نفرت
و بی رحمانه دفن می‌کند
چشم‌هایش را

ناپخته و کودن
مرگ می‌کشد بر دوش
و در وهم آغوش زنان
بی جرعه مست می‌کند

مردی دیده‌ام من
غمِ نان اگر بگذرد
نجوا می‌کند با خود
زایل شدم چرک شدم
مرگ بر چشمان بی‌گناه

دسته‌ای کاغذ
و شعری مبهم
قصه تمام است
چه کنم
آیینه شکست

هیچکس/تقدیم به خدایی که گاهی نمی‌فهمد...
نویسنده : هیچکس ; ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ و را تشویق خواهیم کرد تا بهتر بمیری!

 

خم نشو

ایستاده بمیر

 

ما به نظاره خواهم نشست

رقص پاهایت در باد

و نه مردنت را...

 

تو را تشویق خواهیم کرد

تا بهتر بمیری

 

 

اما تو

خم نشو

ایستاده بمیر

 

 تو را بلند فریاد خواهیم کرد

تا بشنوند همه

صدای بزدل ها را

 

در خود خفه میکنیم

اعتراض به مردنت

 

 

اما تو

خم نشو

ایستاده بمیر...

«هیچکس»

نویسنده : هیچکس ; ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دوباره سیب بچین حوا....

پیامکی زیبا از یک دوست:

 

دوباره سیب بچین حوا....

 

من "خسته ام "

 

بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند ...

نویسنده : هیچکس ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ خسته از این ناکجا آباد

در این فریب آباد
چوبه دار به حبس ابد محکوم است
و جسدهایی که نمی رقصند در باد
سربداران این خانه در ننگند
وکافران درمانده از اخذ ارتداد

رویای رقص جسد در باد
مثل پرچم
کیست که نداند...
جسم این آرزو را به گور خواهد برد
با لکه‌های ننگ

اجل خریدنی است اینجا
نه از سر بریده در صحرای سوزان
و نه جسد های به صلیب کوبیده
اینجا همه چیز آرام است
در پس یک فریب بزرگ

اینجا به مرگ طبیعی می میرند
خسته از این ناکجا آباد
چگونه کوچ کنم از این خانه
به دل تو
آن وسیع غریب‌‌نواز آباد

نویسنده : هیچکس ; ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩
تگ ها: شعر و هیچکس
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد